از عشق بپرسید که با یار چه کردند!

با آن قد و بالای سپیدار چه کردند

از هرزه علف های فراموش بپرسید

با خاطره ی آن گل ِ بی خار چه کردند

از چاه بپرسید همان چاه ِ مقدس

با ماه ، همان ماه ِ شب ِ تار چه کردند

ای کاش که از حنجره ی باد بپرسید

با قاصدک ِ سوخته ، اشرار چه کردند

اصلا بگذارید خود ِ آب بگوید

با چشم و دل و دست ِ علمدار چه کردند

اصلا بگذارید که خورشید بگوید

خورشید بگو با سر ِ سردار چه کردند

نیزار گواه است که با خوبترین ها

این قوم ِ خطا رفته ی تاتار چه کردند

بیعت شکنان نقشه کشیدند و دوباره

با ذُریه ی حیدر ِ کرار چه کردند

ای قامت ِ افراشته در سجده ی بسیار!

لب های عطش با تب ِ بسیار چه کردند

نیلوفر ِ پژمرده ی شب های خرابه!

با بغض ِ تو ای ابر ِ سبکبار چه کردند

در ماتم ِ شمع و گل و پروانه و بلبل

ای اشک! به یاد آر ، به یاد آر چه کردند

لب واکن و حرفی بزن ای سنگ ِ صبورم

با یاس میان ِ در و دیوار چه کردند

در طاقت ِ من نیست که دیگر بنویسم

با قافله و قافله سالار چه کردند